تبليغاتX
ای که از کوچه دلتنگی ما می گذری

زندگي پديده بسيار جالبي است كه يه نظر من بايد كاملا در آن دقت و درايت داشت و اين نكته را درك كرد كه در تمام مناسبات و قراردادها بين انسانها همه مسائل آن چيزي نيست كه در ديد قرار دارد بلكه نكات اصلي حل معما دقيقا نكات بديهي ولي در لفافه مي باشد .

دقت كنيد ، اين بارگاه نبي اكرم (ص) نيست ، كارخانه دخانيات است در يك كشور اروپايي

يكي از جالب ترين و در عين حال قابل مطالعه ترين سرفصل ها در مناسبات و حوادث جديدالوقوع مسائل پيش آمده در باب دين اسلام و موج هجوم از سوي تفكرات و سياست هاي گوناگون بر ضد آْن است . چرا كه به عنوان يك دانشجو اعتقادم اينست كه يك اجماع جهاني براي كوبيدن و درهم شكستن مسئله اي بنام اسلام بوجود آمده است . و اين هم به يك دليل ساده مي باشد : موج خزنده گرايش به اسلام در بين تمامي ملت ها ، ديدگاه ها ، و حتي اديان مختلف ......

اگر صاحب ثروتي بودم ، كارخانه پوشاك بچه شبيه كليسا درست مي كردم ، تا قيافه پاپ را حداقل مي ديدم !!! 

اسلام به معناي واقعي كلمه در حال بوجود آوردن انقلاب مخملي در سطح جامعه جهاني است كه صد البته خوشايند خيلي ها نيست . حكايت دو برادر ، كوزه گر و كشاورز كه يكي آفتاب را به نفع خود مي دانست و ديگري باران را . اسلام جداي از مذاهب مختلف آن به ديني بسيار قابل توجه براي جوانان بخصوص در كشور هاي اروپايي تبديل شده و اين كابوسي بس وحشتناك براي اروپاييان و در راس آنها وايكينگ ها مي باشد . براي كساني كه روزي با صرف هزينه هاي گزاف توانستند آندلس را اسپانيا كنند سخت است كه سوئد مدينه النبي ديگري شود  و يا در آينده در آلمان شاهد اقامه نماز جمعه باشند .

بقیه مطلب در ..... نمک ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:53  توسط عماد | 

نمک

پنجره ای به اندیشه و دیدگاه های نو

گامی نوپا و منتظر نظرات شما

به فضل خدا ٬ از این پس مطالب سیاسی اجتماعی در وبلاگ نمک و مطالب مذهبی در مین و من بیان می شود.

از دوستانی که لطف کرده و مین و من را در وبلاگ خودشون پیوند کرده اند خواهش می کنم باز هم لطفشون شامل اهالی کوچه بشه و نمک  را هم لینک کنند . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 5:9  توسط عماد | 
هنوز بوی دود می آید . هنوز بوی دود از چاه بلند است . هنوز ناله علی را از چاه می شنوم که داغ دل عزیزترینش را برای یار جدیدش نجوا می کند .

هنوز بوی دود از چاه می آید و چه نازنین سرداری دل در گرو یاد خدا دارد و فقط برای او مهر سکوت بر چهره پر تزویر مردم بر زبانش زده . این مردم هزار چهره که وصایت رسولشان را به ریش سپیدی فروخته اند و حال شکم هایشان را از رنگارنگ غنائم کشور گشایی و قبیله پروری پر نموده اند .

 

هنوز بوی دود از چاه می آید و زبانه های آتش مدینه را پر کرده . کبوتری در آتش پرپر می زند ٬ یاری گری نیست ؟؟؟

هنوز بوی دود از چاه می آید و مردم بر سر سفره های رنگارنگ ٬ بی خبر از گرسنگی همسایه و در سایه عنایت خلیفه بی خیال از رنج های رسول الله رها شده اند . هنوز   "اقرا باسم ربک .... " از حرا می آید ٬ گوشهایت را باز کن ....

هنوز بوی دود از چاه می آید و یتیمان منتظر که بابا از نخلستان بیاید تا خرمایی را به یاد مادر در افطار تناول کنند .

هنوز بوی دود از چاه می آید و زینب به امید باز گشت مادر ....

هنوز بوی دود از چاه می آید و علی برای دیدن یار صبورش ٬ زهرای رسول الله ٬ ام ابیها ٬ شتابان می رود . وقت نماز صبح است . نماز آخرین . علی ٬٬ تو را به خدای کعبه قسمت می دهم نماز امروز را در خانه اقامه کن . . .

ولی من چه می گویم . او همیشه نمازش را در خانه اش اقامه می کند . مگر نه اینکه او فرزند بیت الله است ......

هنوز بوی دود از چاه می آید . الله اکبر ٬ اذان صبح را می گویند ٬ کسی در راه مسجد است . شما را به خدا قسمتان می دهم مسجد برایش امن نیست . او را مانع شوید از نماز صبح مسجد کوفه ...

هنوز بوی دود از چاه می آید و صدای " فزت برب الکعبه" در نخلستان طنین انداز شده . یتیمان دیگر منتظر نیستند .

 

پدر نمی آید ....

و زینب هم دیگر می داند مادر را باید جای دیگر ملاقات کند و پدر را نیز ................ 

علی رستگار شد و هنوز هم بوی دود از چاه می آید .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 18:1  توسط عماد |