تبليغاتX
ای که از کوچه دلتنگی ما می گذری


پاپ سخنان توهين آميزي نسبت به اسلام بيان كرد .
تيتر كوچكي كه بعضا مردم از كنار آن به آساني گذشتند . چرا كه هيچ حزبي فرياد نزد كه : آقاي پاپ غلط كردند .
راستي ما را چه شده ؟؟؟
چرا قبح حمله به عقايدمان كم كم در حال شكسته شدن است ؟؟ چرا هر كس و نا كسي به خود جرات مي دهد كه اعتقادات چند ميليارد مسلمان را با كلمات هرزه خود در برهه اي از زمان دستخوش شبهه و يا توهين نمايد . البته از اين دست انسان هاي احمق كه زبانشان بيش از مغزشان كار مي كند و در طول تاريخ قصد گردنكشي در برابر اسلام را داشتند زياد بوده اند . كافي است كمي بررسي كنيد .
ولي واقعا چرا ؟؟ چرا ما نسبت به اراجيف در زمانه خودمان بي غيرت شده ايم ؟؟
چرا انگليس آشكارا بر ضد مسلمانان صف آرايي مي كند و ما هنوز به فضاي ديپلماسي ملوس معتقديم .
چرا هنوز محصولات دانمارك را مي خريم . چرا هنوز با آنكه بر همه روشن است كوكاكولا از اسراييل حمايت مالي شاياني دارد باز هم اين زهرآبه ننگ را به سلامتي خيانت به اسلام مي نوشيم و به اسراييل رسما كمك مالي مي كنيم . به راستي 500 يا 1000 توماني كه براي خريد يك نوشابه مي دهيم سينه چند كودك فلسطيني را دريده است ؟؟؟

چرا وقتي كه سيد خندان ما دم از گفتگوي تمدن ها مي زد و ارزش ها را به مذبح مي برد و ما را در خواب جهل نشاند هيچكس نپرسيد : گفتگوي تمدن ها مربوط به ايران است فقط يا قرار است استعمار گران هم ادبيات خود را تعديل كنند .
چرا مسلمانان پاكستان چندين كشته در حمله به سفارتخانه دانمارك مي دهند ولي ما فقط به سفارتخانه ريگ پرتاب مي كنيم . چرا هنوز اجازه مي دهيم صلابتمان را به سخره بگيرند .

چرا يك به اصطلاح رهبر مسيحيان كه حتي خود پيروانش هم در سلامت اخلاقي او شك دارند در يك سناريو به نام " حمله به اسلام " ايفاي نقش مي كند و ديالوگ هايش را با حس و حرارت بيان مي كند و ما هنوز متاسفيم !!!
تاسف ما آيا پاسخ مناسبي براي اين حملات است . مثل اينكه سگ هار به ما حمله كند و ما ابراز تاسف كنيم . او زبان نمي فهمد . گاز مي گيرد و باز هم گاز مي گيرد .
آيا اين پاپي كه به خود جرات جسارت مي دهد و اسلام را دين خشونت معرفي مي كند گوانتاناموي پيروانش را ديده كه در آرزوي آرماگدون كه خود را بجاي مسيح مي پندارند مردان و زنان را لخت كرده شكنجه داده و به آنها تجاوز مي كند .
آيا اين آقاي پاپ و به ظاهر رهبر معنوي در راستاي سن نسبتا بالايش فجايع ويتنام را به خاطر دارد و آن همه بمب خوشه اي و آتش زا و ناپالم كه بر سر زنان و كودكان ريخته شد . و يا فجايع بمب هاي هسته اي و هزاران كثافت كاري پيروان ظاهري مسيح را به خاطر مي آورد .
من واقعا مسيح را مظلوم مي دانم . نه براي شكنجه هايي كه كشيد و نه براي مصلوب شدنش ( علي قول مسيحيان ) بلكه براي انحراف ديني كه براي آن زحمات زيادي كشيد .
من به عنوان يك عضو از جامعه دانشجوي ايران و نه به عنوان يك مسلمان ( چراكه هنوز مسلمانیم را براي خودم اثبات نكرده ام) از آقاي پاپ يك سوال دارم : اصلا اسلام را نه به عنوان يك كلمه بلكه به عنوان يك تفكر و اعتقاد مورد بررسي و پژوهش قرار داده ايد .
آقاي پاپ .....
من مسيح شما را مي شناسم آيا شما محمد من را مي شناسيد . من يوحناي شما را مي شناسم ولي آيا شما علي من را مي شناسيد . من داستان هاي كذايي انجيل شما را براي تفريح خوانده ام ولي آيا شما تنها يك آيه از قرآن من را خوانده ايد .
آقاي پاپ . شرم دارم يو حناي شما را با علي خودم و انجيل سراسر كذب كه عقايد مسيح را سر مي برد را با قرآنم مقايسه مي كنم . از مقام بلند انسان هايي كه به خاطر خدا ٬ مي پرستم و كتابي كه هدايتم مي كند يعني حيدر كرار و قرآن شرم دارم كه آنها را با عقايد نخ نما و سراسر دروغ كه حتي ننگ براي عيسي بن مريم است قياس مي كنم .
آهاي آقاي پاپ من شما را به خواندن سوره الرحمن دعوت مي كنم .
آهاي آقاي پاپ من شما را به يك بار خواندن نجواهاي مولايم علي در دعاي مسجد كوفه دعوت مي كنم كه چگونه مولاي يا مولاي مي گويد .
آهاي آقاي پاپ من شما را به مشاهده عكس مرجع تقليدم  آيت الله بهجت دعوت مي كنم .
آهاي آقاي پاپ من شما را به بهره مندي يك ساعت از درس علامه مصباح دعوت مي كنم .
آهاي آقاي پاپ من شما را به مناظره با استاد رحيم پور ازغدي دعوت مي كنم .
در دين من  اگر انساني را هدايت كني انگار او را زنده كرده اي و اگر يك نفر را زنده كني امتي را زنده كرده اي . آيا در دين شما هم اينگونه تفكراتي وجود دارد ؟؟؟
اگر شما با پيشنهادات فوق من باز هم بر اعتقادات مسيحيت از دست رفته خود پافشاري كرديد من با افتخار از لجاجت شما مسيحي مي شوم . فكر نكنم شرط بندي بهتر از اين به شما معرفي شود .
آقاي پاپ :


نگو گزاف كلامي كه دگر فنا بماند
و دگر به روي مردم ردي از گناه ماند
و دگر به دل بماند شرر فدا شدن كه
به ره امام مردم سر تو جدا بماند

نمایشنامه توهین خیلی وقت است از سوی محافلی که همه می دانند ختم به لابی اسراییل می شود  کار گردانی و از سوی امریکا که به گفته حضرت امام شیطان بزرگ است در حال تهیه کنندگی می باشد .

آقاي پاپ آدم باش ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 6:5  توسط عماد | 
سلام .

چند مدتی قضیه فیلم یکی از مداح ها در حال کشیدن قلیان ( یا به قولی تریاک) و تعارف سیگار به ..... در فضای سایت ها و وبلاگ ها گوش فلک را کر کرده بود .

در آن شرایط دلم نمی خواست مطلبی دراین باب بنویسم ٬ ولی با مشمول مرور زمان شدن داستان ٬ فرصت را حالا مغتنم می دانم و به موضوع در خور توجه اقبال به قلیان و استقبال از بحث قهوه خانه ها می پردازم که متاسفانه قبح موضوع به سرعت شکسته شده و حالا شاهد قلیان کشی بچه های ۱۰-۱۲ ساله هم جلوی چشم پدر و خانواده ایشان هستیم.

مطالبی که در زیر آمده به هیچ عنوان قصد سیاه نمایی یا به چالش کشیدن ارگان خاصی را در نظر ندارد و فقط از دیدگاه یک دانشجو مسایل دیده شده ٬ به نقد کشیده شده است .

چند مدتی است برای ترک دادن یکی از دوستان (درمحدوده قلیان ) و همچنین فضولی در باب انگیزه گرایش جوانها به چایخانه ها و یا به عبارتی قهوه خانه ها وارد گود قلیان و چایی آنهم توی قهوه خانه شده ام .  در اولین قدم بدون توجه به سطح فرهنگی و موقعیت اجتماعی-محلی قهوه خانه ٬ جزییات جالبی به چشمم خورد که بیانش برای شما خالی از لطف نیست :

۱- اکثر قشر حاضر برخلاف گذشته که لوطی و لاتی کار می کردند ٬ جوانهای ۱۵ الی ۲۸ ساله هستند که متاسفانه بیکار و جویای پرکردند اوقات فراغت هستند . جالب اینکه از خودشان هم انواع تز و افاضه هم در همه موردی از ازدواج و کار گرفته تا انرژی هسته ای و وبلاگ نویسی  در محیط پر دود و نیکوتین این مکان ها تراوش می کنند . که البته با فضا و طرز فکر خاص و قالب در این اماکن اکثرا بر مبنای تخیلات ذهنی و اوهام است . بطور مثال یک جوان حدود ۲۰ ساله چند روز پیش عده ای پیر و جوان را دور خودش جمع کرده بود و راجع به آب سنگین و تکنولوژی دستیابی به آن می گفت : ایران توانسته چاهی به عمق ۴-۵ کیلومتر !!! در اطراف سرعین بزند و آب سنگین !! که وزنش چند برابر آب معمولی هست را استخراج کند !! . تکنولوژی دستیابی را هم فقط مربوط به حفاری فوق عمیق می دانست .

۲-بعضی از این مکان ها از لحاظ حضور اراذل مثل قهوه خانه های سال ۴۲ فیلم کارآگاه علوی (خیابان لاله زار) هنوز پناهگاه و محل قرار افراد لاابالی بوده و فرق آن با گذشته افت بسیار زیاد میانگین سنی افراد شرکت کننده در این همایش های بزهکاری است . بطوریکه از مالخری تا رد کردن مواد مخدر و حتی خرید و فروش سلاح سرد و گرم نیز در این اماکن به چشم می خورد . نمونه آن یک قهوه خانه است که ۵۰٪ افراد خلافکار فراری !! در آن گردهمایی برگزار می کنند و از باطوم فنری و اسپری اشک آور گرفته تا فشنگ و دستبند پلیسی در آن خرید و فروش می شود و گاه گداری افراد لباس شخصی ناجا تک و توک وارد شده و پس از ضرب و شتم موردی اراذل ٬ آنجا را ترک می کنند و حتی زحمت بازداشت و انتقال فرد متهم حتی متهم فراری را هم به خودشان نمی دهند .

۳- مشکل بزرگتر حضور سربازان و افسران !! ناجا و ... ٬ چه آنهایی که در محل خدمت هستند و چه آنهایی که در مرخصی بسر می برند ٬ می باشد . این وقتی وحشتناک می شود که شما سربازی را با وضعیت فکری مغشوش (شرایط روانی اغلب نیرو های وظیفه اینگونه است ٬ حال به خاطر مسایل مالی ٬ اجتماعی یا ...) و یا ماموری را با لباس فرم ببینید که برای ماست مالی کردن قضیه ٬ لباس کادر یا همان فرنچ خودش را از تن خارج کرده و به دست می گیرد تا پکی به قلیان بزند و رفع خستگی باشد . در موردی یکی از دوستان الگانسی را درب قهوه خانه ای دیده بود و خوشحال که بالاخره نظارت بر اینگونه مکانها آغاز شده ٬ داخل که رفته بود دیده بود عزیزان پلنگی پوش ناجا دارند قلیان میوه ای تدخین می فرمایند . حال دیگر ماموران نارنجی پوش شهرداری و عزیزان کارت پارک که .....

۴- مشکل دیگر به چالش کشیده شدن مسایل روز بصورت سفسطه آمیز و ایجاد شبهه از سوی بعضی فرقه ها که  شرایط را بهتر از معاونت اجتماعی ناجا درک می کنند در اینگونه مکان ها است . نمونه آن ترویج افکار فرقه ضاله بهاییت و حتی افکار دراویش یا اعتقادات مسیحیت است که با حیله گری یا تطمیع و یا زور  به خورد جوانان می رود و این طبلی است که صدایش فردا بلند می شود .....

ایجاد شبهه راجع به اسلام ٬ شیعه ٬ حاکمیت و حتی سیاست روز در قهوه خانه جالب می نماید . مثل خوردن دوغ و گوشفیل در سیاره مریخ است .

۵- یکی دیگر از مواردی که جالب است ٬ تدخین و استعمال آزاد مواد مخدر در اینگونه اماکن در کنار قلیان و چایی است که گاه از جانب خود صاحب محل به فروش می رسد . نمونه آن کشیدن حشیش و حل کردن تریاک در چایی و .... . فقط کافی است یک سری به قناری ها و پرندگان اسیر در این اماکن بزنید تا بشنوید که در آوازشان تمام سین ها را شین می گویند .!!!

۶- از موارد جرم دیگر در قهوه خانه ها اعمال منافی عفت و یا جور کردن معاملاتی از این دست است (قوادی) که به قول دوستان فقط آلبوم دست مشتری نمی دهند . بحث فروش و رد کردن مشروبات الکلی که دیگر هیچ . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ........

۷-با رشد تکنولوژی ٬ این ماهیت علم به کافه ها هم رسیده . بطوریکه در یکی از این موارد استثنایی دستگاه بلوتوس در قهوه خانه گذاشته و مجانا !! فیلم غیر اخلاقی ارسال می نمودند . حالا بلوتوس گوشیان را روشن کنید ۳-۲-۱- حرکت ...... (اعوذ بالله من الخدعه الشیطان)

۸- نوع دیگر موارد جالب در پژوهش بنده نقش قهوه خانه ها در جرایم باندی و سازماندهی اراذل می باشد . بطوریکه در موارد بسیار زیادی در محدوده مسکونی بنده قشون کشی های ۴۰-۵۰ نفره بر علیه گروه های رقیب از قهوه خانه و قلیان آغاز شده . تصور بکنید ۳۰-۴۰موتور سیکلت حامل ۴۰-۵۰ جوان قداره و گرز بدست از قهوه خانه بغل خانه شما قصد جنگ وایکینگی دارند و شما هم بیرون منزل دارید می روید خواستگاری !!!!

۹-نکته بسیار ظریف در قبال بعضی از این قهوه خانه ها ٬ استفاده ایشان از تجهیزات امنیتی پیشرفته نظیر انواع دوربین مداربسته ٬ زوم صوتی ٬ درب برقی و ... می باشد که این خود ایجاد مشکلات امنیتی چه برای ورود ماموران در مواقع ضروری یا فرار قربانیان کم سن و سال نگون بخت می شود .

۱۰-در آخر متاسفم برای ام القرای جهان اسلام که در مرکزیت شهرها مراکز فسق ٬ فجور ٬لهو و لعب ٬ شهوت رانی و میگساری و هزار کثافت کاری دیگر در جریان است و نیروهای امنیتی فقط نظارت می کنند .

روی سخنم با اداره هایی است که زیرمجموعه کدام ارگان هستند برایم مهم نیست ٬ برایم مهم اینست که داعیه اشرافیت اطلاعاتی و تامین امنیت مردم را دارند ولی در جلو نگاه های به ظاهر تیزبین آنها هر روز هزاران جوان ٬ اخلاقیاتشان سر بریده می شود و فقط تلاش برای موتور گیری در سطح شهر اولویت کاری شده .

پس نقش نظارتی اداره هایی مانند اماکن ٬ مبارزه با مفاسد ناجا و ... کجا ایفا می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:0  توسط عماد | 
الهی و ربی من لی غیرک
دلم مي خواد از شعبان و ماه منير شعبان ٬ مهدی زهرا بنويسم . اما هرچي فكر مي كنم مي بينم  اين عطري است كه بوي خوشش عالم را گرفته . ديگه تعريف نداره .

در خبر ها خوندم براي شونصدمين بار يه هواپيما ( به قول فرهنگستان : بزرگ پرنده انسان بر پولادين ) دوباره تو آسمون ٬نميدونم بنزين تموم كرده يا پنچر شده ويا وقتي بلند شده فهميده خلبان رو سوار نكرده و يا ......!!!!!!!!!!!!!
ولي در نهايت شالاپي افتاده پايين و خوب در نهايت ندرت و كميابي ٬ اكثر مسافرين نجات پيدا كرده اند . يعني همگي تبديل به سبك بالان در راه هما جان سپرده ٬ نشده اند . یعنی این دفعه مسافری اگه آتش گرفته بود با بیل خاموشش نکردند !!!!!

پيرو اينكه بنده اصولا نظرات در خور توجه و باحالي در رابطه انواع مسايل روز اعلام مي كنم حالا هم مي خوام نظر خودم را براي حل اين گونه قضايا بدم :
1- يكي از دلايل سقوط هواپيما استهلاك قطعات و فرسوده بودن هواپيماست . ما در كامپوترمون وقتي اين ويروس  بلاستر ( يا يه پدر سوخته ديگه ) 60  ثانيه تا ري استارت كامپوتر اعلام مي كنه بنده سريعا ساعت كامپيوتر رو 2 يا 3 ساعت عقب مي كشم تا فرصت انجام كارها رو داشته باشم . خوب در هنگام سقوط و هنگامیکه چند ثانیه تا ری استارت زندگی خلق الله مونده ٬ خلبان بايد يا كاركرد هواپيما رو در دفترچه شناسنامه پروازي كم كنه يا اينكه ساعت كامپيوتر هواپيما رو عقب بكشه . با اين كار ري استارت هواپما عقب مي افته !!! و می تونه بشینه یا مسافر ها رو از ۶۰ هزار پایی پرت کنه بیرون .
2- يكي ديگه از دلايل اختلال در عملكرد رادارهاست . براي رفع اين مشكل مي شه اصلا از رادار استفاده نكرد . به عبارتي مثل كشتي يك دكل وسط هواپيما گذاشت و كمك خلبان يا مهماندار بره بالاي دكل تا كاملا جلو هواپيما رو ببينه و فرمون بده !!!
3- گاهي اوقات اعلام ميشه دليل سقوط اختلاف پارامتر ارتفاع بوده ( متر يا يا يا اينچ يا .... ) . بنده از اين مقياسها سر در نمي آرم ولي پيشنهاد مي كنم از واحد وجب استفاده بشه . چون نهايتا وجب افراد بزرگسال چند سانتي فرق داره كه اون هم قابل چشم پوشيه .
4- چند سال پيش بر فراز تهران شنيدم دوتا هواپيما شاخ به شاخ شدند . براي حل اينگونه موارد مي شه مثل بزرگراه ها از گارد ريل استفاده كرد يا حداقل چيزي مثل پليس بزرگراه توي خط هوايي گذاشت ( حالا زانتيا نشد از كايت يا بالن استفاده كنند )
5-گاهي اوقات در اثر  مانور هواپيما هاي ديگه در مسير هواپيماي مسافربري حوادثي رخ ميده (توي خارج اين حوادث رخ مي ده). پيشنهاد مي كنم هواپيماهاي مسافربري رو به مسلسل سنگين يا راكت مسلح كنند كه اگه يه هواپيماي ديگه خواست قر بياد سريعا ساقط بشه .
6- در اثر غفلت مهمانداران محترم مواردي بوده كه مسافر از پرواز جا مونده . ممكنه اين اتفاق براي خلبان بيفته . خوب نظر من اينه كه يا دوره خلباني رو براي همه مسافرين و خدمه بذارن يا يه 10-12 تايي خلبان براي هر هواپيما بفرستند تا حداقل يه 2 تايي به پرواز برسند .
7-گلاب به روتون شنيدم توي يكي از كشور هاي خارجه خلبان و كمكيش براي دستشويي از كابين رفته اند بيرون و دارقي .... . خوب پيشنهاد مي كنم در كابين خلبان فقط !!! در كنار صندلي خلبان و كمكي اش هركدام يك دستشويي ترجيحا فرنگي بذارند تا مشكل حل بشه ( دستشويي سنتي چون نشست و برخواست داره خطرناكه)
8-نمي دونم مثل موتور گيري - ما هواپيما گيري هم داريم يا نه . ولي اگه داريم پيشنهاد مي كنم ناجا از هلي كوپتر استفاه كنه( مثل بعضي كلانتري ها كه هنوز با پيكان دنبال زانتيا مي ذارند) و از بكارگيري جنگنده براي متوقف كردن هواپيما مثل موتوري ها كه باعث زمين خوردن و خداي نكرده مرديدن آنها مي شه خودداري بشه .
9-در مواردي قطعات هواپيما مثل بال و ملخ و چرخ و ... از هم جداشده . خوب اين بر مي گرده به عزيزان هواپيما سازي ايران (هسا) پيشنهاد مي كنم نظارت بر اين عزيزان بيشتر بشه تا پيچي ميچي كم يا زياد استفاده نشه يا مثلا در مواقع كمبود پيچ از ميخ استفاده نكنند . خوب بالاخره ميخ عمري نداره چسب بزنند بهتره .
10- يكي از آخرين دلايلي كه به ذهن من مي رسه مسافران بي فرهنگ هواپيما هستند كه با بيشتر از صندلي سوار شدن يا اصرار مبني بر ديدن كابين خلبان يا دوتا آب ميوه دريافت كردن باعث بروز فاجعه مي شن . نظر من اينه اصلا كي گفته بايد مسافر سوار هواپيماي مسافر بري كرد . آقا بذاريد پياده برند . يا حداقل توي آسمون همچين افرادي رو بفرستيد توي حيات هواپيما بازي كنند . مشكل حل مي شه .....

خوب آخر مطلب منه . اين نكته رو بگم كه من دارم از داخل هواپيماي تهران مشهد اين مطالب رو براي شما مي نويسم و حالا خلبان اعلام كرد كه موتور دوم هم از كار افتاد . برام الرحمن بخونيد . يا حققققققققققققققققققق .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 12:15  توسط عماد |